سرما خوردگي مشكوك
پسر شيرينم؛ ماشالله اين روزها خيلي نازتر شدي. درواقع انگار بزرگتر شدي مي توني بشيني كنارمون و با صداهايي كه از خودت در مياري انگار با ما حرف مي زني. عزيزم از وقتي تقريبا هفت ماهت تموم شد هر از گاهي به خصوص شبها توي خواب و بيدار ماما مي گي و من كلي كيف مي كنم...... بگذريم خوشگلم بيستم فروردين يعني دقيقا شما هفت ماه و نيمه بودي كه تو خوشگلم تب شديدي كردي فرداش با بابا حميد برديمت دكتر دكتر تشخيص التهاب گلو رو داد و سرما خوردگي ولي شما سه روز تمام بدنت داغ بود و تب مي كردي از شانس بدمون بابا حميد هم رفت ماموريت من هم دو روز و نيم مرخصي گرفتم و پيش شما موندم . خلاصه يك شبش كه ديگه از همه بدتر بود و شما تا صبح بي ...
نویسنده :
مامان پریسا
8:34




