پرشانپرشان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه سن داره

پرشان

خوابيدن پسر خوشگلم

عسل مامان؛ بله ديگه ماشالله بزرگ شدي........ بله قشنگ مامان شما ديگه از وقتي هشت ماهگيت تموم شد و وارد ماه نهم زندگيت شدي مثل يك گل پسر آقا توي اتاق خودت مي خوابي ...... مامان پريسا و بابا حميد هم چند بار تا صبح بهت سر مي زنن از دور مواظبتن شما هم مي خوابي موقعي كه شير مي خواي يه كوچولو گريه مي كني تا شير بخوري    دوستت دارم شيرين مامان
16 ارديبهشت 1391

دوستت دارم اوچولوووووووووو

براي پرشانم؛ مادامي كه اين اطفال كنارت هستند تا ميتواني دوستشان بدار , خود را فراموش كن و به ايشان خدمت نما . شفقت فراوان خود را از آنها دريغ مدار , مادام كه اين موهبت با توست قدرش را بدان و نگذار هيچ يك از رفتار كودكانه آنها بدون قدر داني بماند , اين شادماني كه اكنون در دسترس توست مدت زيادي نخواهد ماند.  اين دستان نرم كوچكي كه در دست تو آشيانه دارد در حالي كه در آفتاب قدم ميزني هميشه با تو نخواهد بود , همين گونه اين پاهاي كوچكي كه در كنارت مي دوند , و يا صداهاي مشتاقي كه بدون وقفه و با هيجان هزاران سوال از تو مي كنند تا ابد نيستند.  اين صورت هاي قابل اعتماد كه به طرف تو توجه مي كنند , يا بازوان كوچكي كه بر گردن ت...
12 ارديبهشت 1391

خدايا دوستت دارم

خداي مهربونم؛ متشكرم به خاطر اين نعمت آسموني كه به ما دادي..........خدا انشاالله لياقت بزرگ كردن پرشان رو داشته باشيم......... پسرم ماشالله روز به روز داري بزرگتر مي شي و نازتر و من و بابا حميد اين رو به وضوح حس مي كنيم.......عزيزم تقريبا هشت ماهت كه تموم شد ديگه داري تو اتاق خودت ميخوابي ......... پسرم عاشقانه دوستت دارم اين روزها خيلي خوردني و شيرين شدي كلي برامون شيرين زبوني مي كني و كلي صداهاي جديدي از خودت در مياري خلاصه كلام خيلي دوستت داريم.......... بوسسسسسسس
9 ارديبهشت 1391

پسرم اولين عيد زندگيت مبارك

پسر قشنگم ، خيلي مزه داد........ امسال من و بابا حميد اولين سال سه نفره مشترك رو با همديگه تجربه كرديم... من و بابا حميد برات يك تاب خريديم و مقداري هم پول به شما براي اولين عيدي هديه داديم ..... عزيزم سال خوبي رو برات آرزو مي كنم .........انشالله عمر طولاني داشته باشي.......توي زندگيت همش موفقيت باشه.......... هميشه محكم باش و استوار من و بابا حميد هميشه حمايتت مي كنيم بهت قول مي ديم دوستت دارم دنيا دنيا ...
2 ارديبهشت 1391

اولين چهارشنبه سوري با پرشان

عسلم، اولين چهارشنبه سوريت مبارك عزيزم......... پرشانم يادش بخير پارسال اين موقع شما تو دل مامان بودي و من تو خونه پشت پنجره ايستاده بودم و آتيش بازي و شادي مردم رو نگاه مي كردم و و حسابي مواظب شما بودم تا از سر و صداي ترقه ها نترسي عزيزم و چهارشنبه سوري سال بعد رو كه شما در كنار ما قرار بودي باشي رو تصور مي كردم ........... خدايا شكرت كه فرشته مهربونم رو امسال در كنار من و حميد صحيح و سالم قرار دادي و زندگيمون رو سرشار از شادي كردي............... ...
2 ارديبهشت 1391

دويست روزگي پرشان

عزيز مامان، عشقم دويست روزگيت مبارك عزيزم..........مرسي كه اومدي و دنياي ما رو شيرين تر كردي خوشگلم..........خدايا شكرت به خاطر معجزه اي به نام پرشانننننننننننننننننننننن پرشانم متشكرم براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي... براي همه وقت هايي كه در آغوش گرفتمت....... براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي........ براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي......... براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي........... براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي........ براي همه وقت هايي كه گريه كردي و من مادرتر مي شدم......... (شكايتي نيست برايم لذت است هر آنچه در وجودم هست براي آرامشت خرج مي كنم ) براي همه وقت هايي كه به تو ...
2 ارديبهشت 1391

پرشان در برج میلاد

پسرم ، از طرف شرکت بابا حمید برج میلاد دعوت بودیم جهت بازدید از برج و صرف شام در رستوران گردان. من و شما و بابا حمید و خاله سیما رفتیم . خیلی خوش گذشت و شما گل پسر خیلی آقا بودی و اصلا ما رو اذیت نکردی.راستی اونجا با چند تا از همکارهای بابا حمید هم آشنا شدی.خدا رو شکر که ارتفاع برج شما رو اذیت نکرد خوشگلکم......... دوستت دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه ...
2 ارديبهشت 1391

آخ جون یک عالمه کتاب داستان و فلش کارت برای پرشان

پسر خوشگل مامان پریسا و بابا حمید، بابا حمید برای شما یک عالمه کتاب داستان و فلش کارتهای رنگارنگ خریده دستش درد نکنه ما هم قول می دیم که همه رو برات بخونیم و شما هم یاد بگیری قربون اون کتاب خوندنت بشم من...........   ...
2 ارديبهشت 1391

عاشق خنده هاتم

عزيزم؛ اين روزها انقدر قشنگ مي خندي كه همه ما كلي كيف مي كنيم. ياد گرفتي صدا در مياري و ما رو مي ترسوني بهمون مي گي اووووووووووو ما هم مي ترسيم و تو كلي كيف مي كني....... قشنگ مامان وقتي مي خوايم ازت عكس بگيريم به دوربين نگاه مي كني و مي خندي  عاشق ريموت و موبايل و لپ تاپ هستي مخصوصا لپ تاپ خاله سيما ......... پرشانم انقدر اين روزها شيرين شدي كه ازت دل كندن و سركار اومدن خيلي سخته پسرم .. اما مطمئن باش كه براي آسايش و آرامش بيشتر تو سر كار ميام......... راستي خوشگلم شما ديگه دفترچه حساب بانكي داري و بابا حميد برات يك حساب يك ساله باز كرده، تا وقتي بزرگ شدي تقديمت كنيم دوستت دارم يه دنيا  ...
2 ارديبهشت 1391

عروسكم

عشق كوچولوي من، آخه زندگي من قربون اون خوابيدنت برم كه تا مي زارمت سر جات به پهلو مي خوابي ...فدات بشم كه تا مي خوابم كنارت دستت رو مي ندازي دور گردنم........ عشق مامان، همين كارها رو مي كني كه دلم نمي خواد برم سركار.. صبحها كه لباست رو تنت مي كنيم و بيداري مي شي كلي ناراحت مي شمت و فقط جلوي اشكام رو مي گيرم.... همش مي گم تو دلت الان مي گي اينها چه نامردن من رو از رختخواب گرم مي كشن بيرون.......... فداي چشمهاي نازت بشم من مرسي كه با بودنت با نگاه كردنت با گريه كردنت با خنديدنت با اووووووووو گفتن و ترسوندن مامانت همه دنيا رو به من بخشيدي بهترين حس رو تو به من مي بخشي    عاشقانه دوستت دارم ...
30 فروردين 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پرشان می باشد