پرشانپرشان، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه سن داره

پرشان

چهاردست و پا

عزيز دلم ؛ قربونت برم كه هر روز با يك كار جديد دل ما رو شادتر مي كني خدايا شكرت.............. بالاخره عزيزم براي اولين بار در ده ماه و شش روزگي اولين چهاردست و پا رو در حد يك متر رفتي و ما كلي ذوق كرديم..........فرداي اون روز حدود دو متر چهاردست و پا رفتي حيف كه بابا حميد ماموريت بود و اين حركت جديدت رو نديد ولي من و خاله سيما و ماماني و بابايي كلي برات دست زديم و لذت برديم.........   دوستت دارم كوچولوي خوردني
12 تير 1391

ده ماهگي پرشان كوچولو

پرشان نازم، ده ماهگيت مبارك عزيزم عشق كوچولوي من به همين زودي ده ماه گذشت............. داشتم دفتر خاطرات پارسال كه در وجود من بودي رو مي خوندم طبق معمول بابا حميد پارسال اين موقع ماموريت بود اهواز........كه امسال هم بابت تدريس داره مي ره عسلويه............ پرشان كوچولو پارسال اين موقع نوشتم كه رفتم دكتر منصف و همه چيز خدا رو شكر خوب بوده و با خاله سيما برگشتم خونه.......... عزيز دلم يادش بخير پارسال اين موقع چه حس خوب و دوست داشتني داشتم يكي از تفريحات من و بابا حميد اين بود كه حركات شما رو نگاه كنيم ......با سكسكه كردنت حالت كنيم با گوله شدنت يك طرف و واي از وقتي كه چند دقيقه تكون نمي خوردي و نگراني ها به سراغم مي اومد خدايا...
5 تير 1391

دندونهاجديدت مبارك باشه قشنگم

پسر طلاي ماماني،  عزيزم چهارم خرداد كه براي چك آپ برديمت پيش دكتر اميدوارلثه هاي بالات يعني دندون موشي هات خوشگلم خيلي ورم داشت و معلوم بود داري اذيت مي شي تا بزنه بيرون خلاصه يك دو هفته اي درد كشيد و بالاخره اين مرواريدهاي قشنگت نيش زد و ما كلي حال كرديم .عزيزم يك دو هفته اي هست كه سعي مي كني بلند شي همش دستت رو به ما مي گيري و خودت رو بلند مي كني كلي هم ذوق مي كني به خصوص وقتي ما همه برات دست مي زنيم خيلي خوشت مي ياد . پرشان جون يكي از كلمات قشنگي كه الان مي گي و ما كلي حال مي كنيم دو گل دو گل هست كه انقدر بامزه ادا مي كني. ددري مامان بعد از ظهر ها هم كه دوست داري همش بريم بيرون و كلي حال مي كني.    دوستت دارم عشق ...
30 خرداد 1391

پرشان من نه ماهه شد

سلام سلام پسر گلم؛ عزيزم نه ماهگيت مبارك خوشگلم..........ديگه كم كم داري ماشالله بزرگ مي شي ها......پرشان جونم سه روز پيش با بابا حميد براي چك آپ نه ماهگيت برديمت پيش دكتر اميدوار. خدا رو صد هزار مرتبه شكر همه چيزت خيلي خوب بود ......... پرشان جونم راستي خاله سميرا برات يك عالمه چيزهاي خوشمل خوشمل فرستاده تا بپوشي و حالشو ببري ...كه همين جا من و شما ازش تشكر مي كنيم ........ عزيز دلم چند شبه خيلي آقا شدي و خوب مي خوابي فقط دو بار باسه شير بلند مي شي.... الهي مامان فدات بشه دوستت دارم ...
7 خرداد 1391

دوستت دارم

پرشان نازم، فدات بشم كه روز به روز نازتر مي شي ماشالله مامان فداي چشمون قشنگت......   دوستت دارم هميييييييييييييييييييييييييييييييييييييييين
2 خرداد 1391

دلم برات تنگ شده

عزيز دلم، الهي من فداي اون بووووووووووووووووووو، كردنت بشم كه هرچي تف داري مي ريزي بيرون عزيز دلم......الان زنگ زدم به ماماني تا حال شما رو بپرسم ديدم داري بوووووووووووووووو مي كني كلي حال كردم قربونت برم كه ديگه عاقل شدي و همه چيز رو تشخيص مي دي  قربوت برم كه موقع غذا خوردن هم حرصم مي دي هم با لج كردنات كه مي بينم عاقل شدي كلي حال مي كنم مثلا قاشق ماست رو كه مي زارم لب دهنت زود مي فهمي و دهنت رو باز مي كني اما قاشق سوپت رو دهنت رو سفت مي كني كوچكترين لبخندي هم نمي زني...... الان سر كار هستم و منتظرم اين سه ساعت و نيم هم تموم بشه و پرواز كنم به سمتت هر كاري كني بيشتر و بيشتر عزيز مي شي فرشته كوچولو ...
27 ارديبهشت 1391

دندون پرشان كوچولو

عزيزم دو سه روز پيش يعني حدودا بيست و سوم ارديبهشت ماماني گفت قاشق به دندون شما زده و يك صداي كوچولو داده خلاصه من هم امتحان كردم ديدم بله ولي با دست زدن و با چشم قابل لمس و ديدن نيست .. عزيزم به محض اينكه مرواريد خوشگلت از توي صدفش دربياد برات جشن دندوني مي گيرممممممممممم   عاشقتم كوچولو
26 ارديبهشت 1391

تشكر از ماماني

پرشان جونم ، راستيش به خودم واجب مي دونم هر از چند گاهي بيام و تو وبلاگت از مامان تشكر ويژه كنم. مامان به نحو احسنت و بسيار بهتر از من به شما رسيدگي مي كنه و من از همين جا دستش رو مي بوسم كه خيال من رو بابت نگهداري از تو راحت كرده .....انقدر از صبح به شما مي رسه كه من خيالم بابت خوابت، خوراكت، قطره هات و خلاصه همه چيزت راحته....... راستش ماماني از تو نگهداري مي كنه كه من و بابا با خيال راحت بتونيم سركار بيايم و كارمون رو ادامه بديم    ماماني دوستت داريم خيلي زياد و از همين جا از شما تشكر مي كنيم بوسسسسسسسسسس ...
26 ارديبهشت 1391

كارهاي جديد پرشان خان

عزيزم عزيزم ماشالله خيلي زود زود داري بزرگ مي شي ........هم خوشحالم و هم اينكه مي دونم دلم خيلي براي اين روزهات تنگ مي شه عزيز دلم.......... قربون ماما گفتن و بابا گفتنت برم بله اين روزها ديگه كم كم بابا هم مي گي  توي روروئك كه مي زاريمت بلند مي شي مي ايستي و كم كم به چپ و راست و عقب حركت مي كني.... واي نمي دوني وقتي بغل هر كي هستي دستم رو باز مي كنم  و تو هم مي پري بغلم چقدر كيف مي ده خوشگلم...... عاشق موقعي هستم كه مي زارمت رو تخت و توهم با حرص محكم پاهات رو مي كوبي رو تشك ............ بعضي وقتها هم تو حرفهات ميگي ووووووو با فتحه كه ما كلي حال مي كنيم   دوستت دارم نبات مامان     ...
26 ارديبهشت 1391

روز مادر

پرشان مهربونم مرسي که اومدي و منو لايق داشتن اسم مادر کردي. امسال با همه سالهاي عمرم فرق مي کنه امسال يه اسمي کنار اسم خودم دارم که تا حالا نداشتم و تو اين نامو به من هديه دادي. واسه اين که کنارم هستي و زندگيمو رو پر عشق و اميد کردي. واسه اين که لحظاتمو شيرين کردي واسه اينکه منو مامن بزرگ زنديگت مي دوني واسه اينکه دستاتو به سمت من دراز مي کني واسه اين که هميشه با چشات منو دنبال مي کني واسه اينکه بهترين بوي دنيا رو داري و به من آرامش مي دي واسه اينکه از شيره جونم جون مي گيري واسه اينکه وقتي مي خوابي منو بغل مي کني و منو مدت ها کنار خودت به آرامش مي رسوني واسه اينکه با اومدنت منو به خدا نزديکتر کردي واسه همه لحظات خوبي که با تو دارم  ...
23 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پرشان می باشد