ده ماهگي پرشان كوچولو
پرشان نازم،
ده ماهگيت مبارك عزيزم
عشق كوچولوي من به همين زودي ده ماه گذشت.............
داشتم دفتر خاطرات پارسال كه در وجود من بودي رو مي خوندم طبق معمول بابا حميد پارسال اين موقع ماموريت بود اهواز........كه امسال هم بابت تدريس داره مي ره عسلويه............
پرشان كوچولو پارسال اين موقع نوشتم كه رفتم دكتر منصف و همه چيز خدا رو شكر خوب بوده و با خاله سيما برگشتم خونه..........
عزيز دلم يادش بخير پارسال اين موقع چه حس خوب و دوست داشتني داشتم يكي از تفريحات من و بابا حميد اين بود كه حركات شما رو نگاه كنيم ......با سكسكه كردنت حالت كنيم با گوله شدنت يك طرف و واي از وقتي كه چند دقيقه تكون نمي خوردي و نگراني ها به سراغم مي اومد خدايا چه روزهاي خوب و دوست داشتني بود .........پرشان انتظار ديدنت داشت ديوونم مي كرد .دوست داشتيم زودتر ببينم چه شكلي هستي واي كه از به ياد آوري خاطرات پارسال دوباره از شوق لبريز شدم و اما الان ده ماه از اون موقع مي گذره و تو با ما هستي بسيار خوشگلتر از اون چيزي كه فكر مي كردم بسيار دوست داشتني تر از اون چيزي كه مي پنداشتم.....هر كدوم از كارهاي جديدت ما رو ديوونه مي كنه كوچولو خلاصه دنيايي شدي براي ما..........
ده ماه است که تو با منی و با وجودت من و زنده و امیدوار می کنی !
ده ماه هست که می فهمم زندگی ما شادی و عشقش دو برابر شده !
ده ماه هست که طعم زندگی را جور دیگری حس می کنم ، با یک طعم شیرین که وصف نا پذیر است !
ده ماه هست که من احساس می کنم توانا تر ، داناتر ، هوشیار تر ، مهربانتر، صبور تر ، شادتر شده ام !
ده ماه هست که من یه فرشته دارم !
یک فرشته که برق چشم هایش ، شیطنت نگاهش ، لمس تن نرمش ، صدای نازکش ، گریه معصومانه اش
دل من را می لرزاند و من را هر روز عاشق تر و عاشق تر می کند !
و اون فرشته تو هستی
دوستت دارم پرشان كوچولو


ده ماهگي پرشان كوچولو
