و اما واکسن چهارماهگی
عزیز دلم،
می دونم خیلی اذیت شدی اما پسرم مثل معنی اسمت شجاع باش و بدون این واکسن ها برای سلامتی شما لازمه و گرنه مطمئن باش من و بابا حمید سعی می کنیم نزاریم هیچ وقت شما دردی رو حس کنی...
پسر خوشگلم صبح با خوشحالی از اینکه هم من و هم بابا حمید پیشت بودیم بیدار شدی و فکر کردی داریم می ریم بیرون بگردیم............الهی فدات بشم خیلی درد داشت می دون عزیزم از واکسن دو ماهگی خیلی بیشتر درد داشت و خیلی بیشتر اذیت شدی ........
شب بدی رو من و شما و مامانی گذروندیم تبت خیلی بالا بود مرتب بهت استامینوفن می دادیم من و مامانی تا شش صبح بالای سرت بیدار بودیم و تبت رو چک می کردیم که خدایی نکرده تبت بالا نره کامل لختت کرده بودیم اما تو داغ داغ بودی ولی خدا رو شکر فردا صبحش یک کمی تبت بهتر شده بود و درد پات هم یک کمی کمتر شده بود عزیزم انقدر بلند بلند گریه می کردی دل هممون رو کباب کردی الهی مامان فدات بشه خلاصه روز سوم کم کم اثر این واکسن از بدنت رفت و یک کمی برامون خندیدی قربون خنده هایت شیرینت بشم من...........
دوست داری عکسهایی از روز واکسن چهار ماهگیت ببینی




و اما واکسن چهارماهگی
