پرشانپرشان، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

پرشان

پرشان و سفرهاي دوره اي به ملاير

1392/8/1 14:40
نویسنده : مامان پریسا
297 بازدید
اشتراک گذاری

عزيز  د لم ؛

تعطيلات عيد قربون قرار شد بريم مسافرت از اونجايي كه ماماني هم رفته بود شيراز تا به مامان بزرگ و بابا بزرگ سر بزنه من و بابا حميد قرار شد براي نگهداري از شما هر كدوم دو روز مرخصي بگيريم و خلاصه آخر مرخصی مامان راهي ملاير شديم.

شما كه خيلي پسر خوب و آقايي شدي ديگه اصلا گريه نمي كني تا كسي رو مي بيني چون تقريبا همه رو مي شناسي و همشون رو داري.

خلاصه روزها كه تو حياط با رادين و سينا مشغول بازي بودي شبها هم ساعت دو نيم با گريه بايد مي برديمت باسه خواب.

خلاصه بعد از چهار روز برگشتيم خونه . تو راه ديگه بي تابي مي كردي باسه ماماني كه حدود نه روز بود نديده بوديش و من بردمت خونه ماماني .

 

قسمت مهمش اينجاست كه بعد از دو سال و يك ماه و بيست و يك روز كه شبها هميشه با نفسهاي گرم تو خوابيدم تصميم گرفتي خونه ماماني بموني و خونه خودمون نيومدي اولش خيلي دلم گرفت راستش اشكم هم دراومد اما ديدم حريفت نمي شم ديگه چيزي نگفتم و ماماني هم كلي خيالم رو راحت كرد و گفت برو نگران نباش.

خلاصه شب به جاي تو پتوي سبزت رو بغل كردم و خوابيدم.ولي ديگه اين كار رو با من نكني ها خيلي دلم برات تنگ مي شه عزيز دلم

بوووووووس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پرشان می باشد