عيد 92
عزيز دل مامان و بابا
عيدت مبارك ....خوشگلم اين دومين عيدي هست كه تو بامايي و سفره هفت سين ما رو با وجودت تزئين مي كني البته به جز عید نود كه تو دل مامان بودي.
خوشگلم من و بابا حميد برات يك ارگ هديه گرفتيم و خدا رو شكر خوشت اومده از اون موقع كلي داري باهاش بازي مي كني.
از اولين روز تعطيلات عيد با ماماني و بابايي و خاله سيما رفتيم مسافرت خونه مامان جون و آقا جون اينا خلاصه سه تا سفر يك روزه به بروجرد و كرمانشاه و همدان داشتيم كه دسته جمعي رفتيم و خيلي خوش گذشت ..
خلاصه توي اين سيزده چهارده روزي كه مسافرت بوديم خدا رو شكر به تو خيلي خوش گذشت چون دو تا هم بازي يعني پسر عمه زهره و پسر عمو مسعودت بودن و با اينكه به خاطر اختلاف سنيتون خيلي نمي تونستيد با هم بازي كنيد اما براي اجتماعي شدنت خيلي خوب بود.
عزيزم سر اين دندونهاي نيشت خيلي داري اذيت مي شي اميدوارم زودتر دربياد و راحت بشي.
عزیز دلم چند تا از عکسهای عید رو برات وبلاگت یادگاری می زارم.












و حالا چند تا عکس خوشگل از پسرم





دوست دارم تا بي نهايت


عيد 92
